|
د ر فــــــــــش کا و یـــــــــــا نی |
|
۱۳٩٠/٥/۱٢ Fashism
همین الان یکی از بستگان نزدیکم بهم اطلاع داد که باید اکانت فیسبوکش رو مسدود کنه خیلی تعجب کردم. جریان از این قراره که دارند افرادی را که در پارک آب و آتش برای آب بازی و چمیدونم روز جنگ آبپاشها، چند ساعتی شادی کردند رو میگیرند و از طریق فیسبوک ردیابی میکنن. حتی دوستش رو ساعت 2 شب بازداشت کردند!!!!!!! واقعا دیگه اینا دارن شورش رو درمیارن. اینجا همه میگردند که توی پارک، خیابان، جنگل، دشت، بیابون، رستوران، بانک و حتی سر کار شادی کنند و روحیه بگیرند اونجا دارن مردم رو بخاطر لحظه ای شادی (اون هم به اون وضع و با اون ابتکار و بدون هیچ تدارکاتی) به زندان میبرند. به جایی رسیده بودم که میدیدم تمام کارهایی که میکنم جرم سیاسی یا اجتماعی هست. موزیک گوش میدادم اونم از نوع R&B، ماهواره داشتم(که روز های آخر ریختند ترکوندنش)، توی خونه ام تخته نرد و ورق پیدا میشد(هر چند که وقت بازی نمیشد اما پیدا میشد)، توی لپ تاپ که نگو (اصلا همون لپ تاپم کافی بود که 10 بار به 1000 جرم اعدامم کنن)، کتاب (که نگو کتابها که دیگه هیچی همون چند تا رویی رو میدیدند همون جا به روایت مصباح یزدی خونم مباح بود)، CD که توش یک فیلم Blue کریستف کیشلوفسکی هم که میشد فیلمهای مستحجن، وای DVD که نگو (ایمیل های بر و بچ که وسط back-upگیری سر از DVD در آوردن میشه پخش کننده فیلمهای غیراخلاقی و توهین به این و اون) بعدش هم یک بطر شرابی یا یک نصفه Smirinoff هم که اینور اونور قفسه ها پیدا میشه، موبایل هم که پره از فعالیتهای سیاسی و ارکان نظام رو میلرزونه لباس و سر و وضع و افکار و ...... همه چیز رو جرم کردند مردم دیگه نمیتونن نفس بکشن واقعا تهجر تا این حد در قرن 21 وجود نداره، چرا شاید بود طالبان اما اونم که کله شد رفت. الان اینا دیگه اول هستند. ۱۳٩٠/٤/٢٤ MigrantHelp
دوسالی پروسه مهاجرت ما طول کشید و توی این مدت خیلی دنبال اطلاعات دقیق بودیم میدونید که دیدگاهها خیلی متفاوته و بعضی اوقات افراد مسائلی رو مطرح میکنند که اصلا در مورد شما صدق نمیکنه یا اینکه کاملا بی پایه و اساسه و یا اینکه در یک ایالت درسته و در ایالت دیگه اصلا چیز دیگه ایست. حالا اینا یکطرف هیجان و اضطراب خاص خودش هم یک طرف. به خصوص تصور Cap & Cease جداً وحشتناکه. افرادی که از لاجشون lodgement بیش از 18 ماه میگذره میدونن من چی میگم. امیدوارم که همه منتظران ویزا هرچه زودتر ویزاشون رو بگیرند که واقعا مرحله سختیه. اما میخواستم با مطرح کردن این مقدمه یک سایت بسیار مفید رو برای مهاجران به استرالیا معرفی کنم MigrantHelp این سایت(فروم) که توسط مریم و شهرام عزیز که اکنون تو سیدنی هستند راه اندازی شده به نظر من یکی از بهترین مراجع مهاجرت استرالیاست. اعضا فروم تقریبا هیچ سئوالی رو بی جواب نگذاشته اند. با کمی حوصله و جستجوی دقیق به جواب میرسید. من که خیلی ازش کمک گرفتم و میگیرم. گردهمایی های خوبی در تهران داشت که دوستان خوبی هم از این طریق پیدا کردیم. ۱۳٩٠/۳/٢٦ Migration
بعد از حدود دو سال من برگشتم. ایندفعه بدون اولتراسرف یا وی پی ان. حدود 22 ماه طول کشید پروسه مهاجرت به اوزستان، اما بالاخره انجام شد. ما یک هفته هست که رسیدیم به استرالیا و توی این هفته هتل بودیم و فردا داریم میریم خونه خودمون. کارها یکی یکی بسیار با نظم و ترتیب انجام شد و خدا رو شکر فکر کنم داریم یواش یواش جا میفتیم. آخرین پست من دقیقا گویای شرایط ایران بود. خودسانسوری شدید غوغا میکرد و بعد از نتیجه انتخابات و آن جنایتها هنوز که هنوزه تنم میلرزه وقتیکه بهش فکر میکنم. حدود شش روز تاخیر داشتم چون میخواستم فردای روز آزادی! بنویسم اما نشد کارهایی بود که باید سریعتر انجام میشد. از این به بعد بیشتر میام و به همان روش قبل ادامه میدم. ۱۳۸۸/٦/۱۳ The End
من هیچوقت آنطوری که میخواستم وقت نکردم به این وبلاگ برسم اما همیشه به دوستانی که توی این محیط پیدا کردم افتخار میکنم و خوشحالم که توی این چند سال نوشته هاشون رو میخوندم و از نظراتشون بهره مند میشدم. بعد از اتفاقاتی که از فردای انتخابات افتاد یک جور افسردگی توی محیط پخش شده که هنوز که هنوزه میشه احساسش کرد. واقعاً جو مسمومی توی کشور حاکمه. من این وبلاگ رو از امروز تا روزی که بتونم بدون خودسانسوری بنویسم میبندم. اما قول میدم اولین پستم فردای روزی خواهد بود که .... به امید آن روز. ۱۳۸۸/۳/٢۳ Skulduggery
ساعت ۵:٣۵ صبحه و اصلاً بی معنی ترین چیزی که میشه فکرش رو کرد خوابه! متاسفم برای خودم متاسفم برای کشورم متاسفم برای این مردم متاسفم حتی برای این حکومت متاسفم. هوا داره یواش یواش روشن میشه و میخواهم هرچه زودتر برم بیرون و توی روشنی هوا این دروغ بزرگ را ببینم. دوست دارم هرچه زودتر صورت مردم و عکس العملشون را ببینم. دوست دارم ببینم چطور میتونن به روی مردم نگاه کنن. واقعاً چرا. یعنی ما اینقدر خریم. این حرکت خیلی حساب شده جلو رفت از تسویه حساب با هاشمی گرفته تا قطع sms، از سیل اتوبوسهای حامل بچه های 14 تا 16 ساله در مصلی تهران گرفته تا مانور نیروی انتظامی. کاملاً مثل کودتا... ۱۳۸۸/۳/۱۱ Iran Election
دهمین انتخابات ریاست جمهوری به شکل دیگهای داره جلو میره که تداعی کننده خاطرات دوم خرداد 76 شده. ۱۳۸۸/۳/٤ Fine Weather
تهران این دو ماه هوای خیلی خوبی داشت. برای من که تازگی داشت، طبق آمار در 40 سال اخیر بیسابقه بوده. بارندگی های مداوم و هوای ابری یک شکل دیگه ای به شهر داده بود، جالبه که کوه سبز شده بود، این اولین بار بود که کوه همیشه قهوهای تهران را این رنگی میدیدم. 25 فروردین برف سنگینی اومد که همه رو میخکوب کرد. از یک طرف هم طوفانهای خورشیدی طی دو ماه گذشته به کمترین حد خود رسیده، شاید این هوای خنک و بارونی تهران ربطی به این موضوع داشته باشه. ایکاش هوای تهران همیشه اینطور بود. ۱۳۸۸/۳/٢ Do you have a Facebook? NO
امروز حدود ساعت ٢ بعد از ظهر Facebook دوباره فیلتر شد. جدا از اینکه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشویم و موج سبز برای موسوی میتونه عامل اصلی این فیلترینگ باشه، اما سئوال اینجاست تا کی؟ واقعاً تا کی؟ تا کی باید شاهد تهجر باشیم؟ تا کی باید شاهد دنده عقب فرهنگی باشیم؟ تا کی باید از ورود به جریان اطلاعات آزاد منع بشیم؟ تا کی باید به ما توهین بشه؟ تا کی باید شاهد دهن کجی به مردم باشیم؟ یادم نمیره شطرنج ممنوع بود، ویدئو ممنوع بود، موسیقی ممنوع بود، خروج از کشور ممنوع بود، مو ممنوع بود، زیبایی ممنوع بود، مد ممنوع بود و یادم هست که هنوز هم کتاب ممنوع، وبلاگ ممنوع، اینترنت آزاد ممنوع و الان هم Facebook ممنوع!!!! (البته اگر بخواهیم ممنوعیت های واقعی این نظام را بشماریم که یک طومار میشه) خلاصه من که فعلاً این قفل شکن را برای Facebook پیدا کردم، سرعتش خوب نیست اما کار میکنه. پی نوشت: چند روز بعد از فیلتر شدن facebook دوباره باز شد. چقدر آدم خوبیه این احمدی نژاد. ببینید Facebook رو باز کرد حالا هی برید خودتون رو سبز کنید. ۱۳۸۸/٢/٥ Jenev Conference
مدتی میشه که تصمیم گرفتم دیگه اینجا ننویسم چون وبلاگ نویسی تو کشور ما جداً مسخره است. حکومت به جای تشویق، وبلاگ نویس ها رو محکوم میکنه و هزار تهمت و حکم نوشته و نانوشته براشون مینویسه و آخرش هم زندان و گرفتاری و سرکله زدن با یک مشت آدم نفهم. خودسانسوری در قرن بیست و یکم جداً غیر قابل تحمله. با همه این حرفها اومدم که بنویسم تا در آینده به این صفحه نظر بیندازم تا یادم نره که تو چه فضایی زندگی میکردم. بله اومدم بنویسم که آقای احمدی نژاد چه ایرانی ساخته ماشالله. وقتی جلسه ژنو را میدیدم و توهینی که به ایرانیها میشد جداً لرزیدم. آخه چقدر ما بدبخت شدیم که اینها به خودشون اجازه میدهند وقتی رئیس جمهورمان سخنرانی میکند (حالا هر چی داره میگه) جلسه رو با این فضاحت ترک کنند. به کجا رسیدیم. از همه بدتر وقتی هیئت ایرانی مثل کبک که سرش رو تو برف کرده، دست میزدند....و از اون هم بدتر تلویزیون... وای وای وای جداً از این بدتر هم میشه بشه... آقای رئیس جمهور دستت درد نکنه دیگه جایی نمونده که ... ۱۳۸٧/٤/۱ Update Delay
عجیبه نمیدونم چرا وقت آزاد اینقدر سخت بدست میاد، مثلاً من میخواستم ٢٢ خرداد یک پست بفرستم صبح بیست و دوم هم نوشتم ولی تا الان (٢٨ خرداد) وقت نکردم یا نمیدونم شاید هم یادم رفت!!! که خلاصه این هم میشه علتی برای اینکه کمتر Up میکنم. البته یک پینوشت هم هست!! سلام امروز سالگرد تولد این وبلاگه! ۴ سال پیش در چنین روزی اولین پست را نوشتم و سپس ١٣۵ پُست و حرفها و صحبتها...و نظرات خوانندگان (٢٣٢ نظر) و این صفحه 13228 بار توسط کاربران مختلف باز شده است. این آمار و ارقام بد نیست برای یک دید کلی از یک فعالیت. مدت زیادی میشه که نه تنها Update نکردم بلکه به وبلاگهای مورد علاقهام نیز سر نزدهام که شاید یکی از دلایلش مشغله زیاد و یکی دیگه شاید از کار افتادن یا بهتر بگم فیلتر کردن Blogrolling و یک علت دیگه استفاده از سیستم عامل Open BSD در محیط کار جدیدم، که واقعاً افتضاحه. چند تا تغییر مهم در کار و زندگی داشتم که خدا رو شکر همه خوب و کارگشا بود.احتمالاً از این به بعد بیشتر Up میکنم. پی نوشت: این پست را باز هم نتونستم ٢٨ خرداد بفرستم (عجیبه نه) ۱۳۸٦/۱۱/٤ Computer Virus
حدود ده روز پيش كه ميخواستم به اينترنت كانكت شم، ديدم كه Home Page ام عوض شده به یک آدرسی در <میهن بلاگ> خیلی تعجب کردم ولی زیاد مهم نبود عوضش کردم و بعد از یک Scan کامل، همه چیز درست بود. اما چند ساعت بعد صدای دستگاه یکدفعه تا انتها بالا رفت دیگه شکی نداشتم که ویروسی شدم باز رفتم Home Page رو چک کردم دیدم بله دوباره عوض شده به همون وبلاگ!! تا دیروز باهاش مدارا کردم و تو این مدت چند تا ویروس یاب بزرگ هم نتونستند پیداش کنند (جالبه حتی پیداش هم نمیکردند!!) ولی دیروز External Hard Disck ام رو هدف قرار داد. فرض کنید ۱۲۰ گیگا بایت که تا تهش! هم پر بود به هیچ وجه دست یافتنی نبود و فقط از طریق ACD See میشد توی هارد رو دید! همون جا بود که دیدم یک فایل Exe به نامه کظم غیظ (kazme_gheyz) به ویروس میزنه به خصوص اسم تابلوش! توی کتاب دینی نمیدونم چه سالی این واژه معرفی میشد فرو خوردن خشم (من کظم غیظا و لو شاء أن یمضیه امضاه، املأ الله قلبه یوم القیامة رضاه - کسی که کظم غیظ میکند، حال آنکه قادر به اعمال خشمش هست، خداوند در روز قیامت دلش را از رضایت پر میکند.) من که اصلاً نتونستم خشمم رو کاهش بدم و نه تنها کظم نکردم بلکه با غیظ کامل هر چی فحش بود رو کشیدم سر نویسنده این ویروس مسخره... آخه هیچ وقت فکر نمیکردم Mac اينجوری كم بياره.(منظورم McAfee بود) ۱۲۰ گیگ اطلاعات فیلم و... در حال پریدن، بدون BackUp .. اصلاً ایشون خودشون نقش BackUp رو بازی میکردند. دیشب اطلاعاتی دربارش گرفتم که معلوم شد یه آدم بیکار نشسته واسه تبلیغ سایتش این ویروس نوشته که قسمت های مهم سيستم شما مانند registry و device manager رو غير فعال می کنه و homepage اکسپلورر رو هم می کنه سایته خودش. {{امروز اومدم در مورد Kazme gheyz بگم. ویروسی که خیلی دوستش دارم. هیچ میدونستید این ویروس به محض اجرا شدن تمامی ویروسهای دیگه رو از روی سیستمتون پاک میکنه؟اون کار خاصی نمیکنه یعنی منظورم اینه که به سیستمتون آسیبی وارد نمیکنه. اون مثل یه پسر خوبه و چون شما رو اذیت نمیکنه پس شما هم باید با اون با احترام برخورد کنید و هیچوقت از اون بد نگید. پس بیایید با هم باشیم و با کمک هم اونو انتشار بدیم.}} برای از بین بردنش به سایت ImanNewSoft مراجعه کنید که واقعاً جا داره از نویسنده این AntiVirus تشکر کنم که به راحتی کلک این ویروس را با اجرای برنامه از بین برد. ۱۳۸٦/۱٠/٢۸ Civil Activity Weblog
این چند روز تمام فکرم این بوده که هر چه سریعتر وبلاگ کاریم رو آپدیت کنم ولی خیلی وقت میگیره. مثلاً آخرین پستم رو همین الان فرستادم بدون اغراق از چهارشنبه تا الان روش جداً وقت گذاشتم به چند دلیل خیلی کند جلو میره اول اینکه نوشتن به انگلیسی خیلی وقت گیره دوم مراجعه به حافظه چون الان دارم برای ۷ سال پیش را مینویسم و خیلی مطالب یادم رفته سوم هم این جریان مبهم فونت در wordpress نمیدونم چرا این موضوع را حل نمیکنند یک بار به پشتیبانیش ایمیل زدم گفتند که به خاطر همسان شدن فونت در یک وبلاگ اختیار تغییر فونت را از user گرفتند. خلاصه خیلی دوست دارم هرچه زودتر برسم به الان! یعنی این ۷ سال رو زودتر بنویسم و دیگه روزانه آپدیت کنم. در مقابلِ wordpress که جز همون یک مسئله خیلی بی نقصه این persianblog پر از ایراده. یک مشکلی که براش پیش میاد چند ماه بعد مسئولانش متوجه میشن. فکر میکنم گروه پشتیبانیش یا وجود نداره یا کارای مهمتر دارند. مثلاً ماههاست این ادیتور قدیمی پرشین بلاگ کار نمیکنه. محیطش برای من راحت تر بود. ۱۳۸٦/۱٠/٩ Evita
قرار بود فيلمهايی كه ميبينم نظردوستان و نقدمنتقدان را اينجا گردآوری كنم ولی نميدونم چرا وقت پيدا نميشد ولی الان پيدا شده ... البته هفته پيش External-Hard-Disk يكی از همكارانم (كه اصالتاً سوئدیه-از شركت Siemens) به دستم رسيد. ۹۰ تا فيلم !!! شانس آوردم كه Hard خودم همراهم بود البته بماند كه مجبور شدم كلی فيلم، عكس و فايل پاك كنم ولی خدا پدر مادر BackUP رو بيامرزه. کارگردان : آلن پارکر – فیلمنامه : آلن پارکر و الیور استون بر اساس نمایشنامه موزیکال تیم رایس و آندر لوید وبر – مدیر فیلمبرداری : داریوش خنجی – موسیقی : آندرو لوید وبر – بازیگران : مادونا ، آنتونیو باندراس ، جاناتان پرایس.
فیلم در سال 1952 با صحنه اعلام خبر مرگ اواپرون در یک سینما شروع میشود. تماشاگران میگریند و یکی از آنها مرد جوانی به نام "چه" با بازی Antonio Bandras به روایت زندگی "اوا" میپردازد. در شهر بزرگ ماگالدی او را تنها میگذارد و سراغ زندگی خودش میرود او ابتدا موفق میشود به عنوان مدل کاری بدست بیاورد. بعد گوینده رادیو و سرانجام ستاره سینما میشود. در سال 1943 در آرژانتین کودتای نظامی میشود و در همین زمان اوا با خوان پرون یکی از رهبران کودتا آشنا میشود. وقتی خوان به زندان می افتد اوا مبارزه انتخاباتی او را بر عهده می گیرد .خوان پرون پس از آزادی و به دست آوردن مقام ریاست جمهوری با وجود مخالفت اطرافیانش با اوا ازدواج میکند. اوا مایل است نیابت ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد اما به او توصیه میکنند این کار را نکند. پس موسسه خیره ای بنا می نهد و به ارسال پول و هدایای جنسی برای فقرا میپردازد. این امر باعث محبوبیت روزافزون او بین مردم میشود. بعد عازم سفری برای نشان دادن حسن نیت حکومت آرژانتین نسبت به اروپاییان میشود. در اسپانیا و ایتالیا از او استقبال خوبی میشود در فرانسه بیمار میشود و به آرژانتین بازمیگردد در سال 1952 می میرد و در چشم آرژانتینی ها به مقام یک قدیسه ارتقا پیدا میکند. ۱۳۸٦/۱٠/۱ Happy Yalda
ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. ۱۳۸٦/٩/٢۱ Et si tu n'existais pas
باز هم موزيك های خاطره ساز، ولی خاطراتی كه اين موزيك برای من زنده ميكنه آنقدر دور نيست مثل میشل استروگف كه نياز به تمركز و جستجو در سلولهای Hard داشته باشه بلكه هنوز در Ram ميتوان يافتش. اين اثر ماندگار از Joe Dassin رو تقديم ميكنم به همسر عزيزم كه میدونم اون هم این آهنگ رو دوست داره و دوست گرامیم مجید .م.ب. که امروز تولدشه و تولدش را در کُره جنوبی جشن میگیره (آق مجید تولدت مبارک) Et si tu n'existais pas و اگر تو وجود نمی داشتی Et si tu n'existais pas, Et si tu n'existais pas, Et si tu n'existais pas, Et si tu n'existais pas, Et si tu n'existais pas, موزيك را ميتوانيد از اينجا دانلود كنيد. متن آهنگ وترجمه بسيار زيبای آن كار دوست عزيزم در اين سايت ميباشد. ۱۳۸٦/٩/۱٠ DVD Archive
اين چند هفته كلی فيلم ديديم و كلی هم مونده كه توی اين روزها بايد ضرب العجلی ببينيم. حدود 30 تا DVD كه خودم خريدم و شايد حدود 40 تا هم فيلمهای يكی از دوستانم هست كه ميخوام توش خوباش رو كپی كنم. فيلمهايی مثل 1408، Hostel Part 2، Number 23، Pirates Of The Caribbean 3، Disturbia The Bourne Ultimatum، Happy feet، Ratatouills، Simpsons Movie، Gangs Of New York ، Wild Hogs، Die Hard 4، Shooter، Dead Or Alive، Ghost Rider، Next، Match Point، Collateral، Farsa Delta، One Night with the King، The Notebook، The Secret، The Prophecy Uprising، 16 Blocks، War of the Worlds، 28 weeks later، An American Haunting، The Queen، Just Married، Constantine، The Devil wears Prada و .... احترام به Copy Write يك اصله و بايد رعايت بشه. اما تو كشور ما كه از بی قانونی و هردمبيلی! رتبه اول را نداشته باشه ميتونه بزودی با كيك زرد و انرژی هسته ای صاحب رتبه اول بشه، خريد يك DVD اون هم با كيفيت اوريجينال با عكس روی جلد فقط 1500 تومان خيلي ميچسبه. دوست دارم بعد از اينكه فيلم رو ميبينم اگه باهاش حال کردم! یک بار دیگه هم ببینم و بعد درباره هر كدومشون كمی تو وب بگردم، مطالب و نقدهايی كه پيرامونشون نوشته شده رو بخونم تا با نظر خودم مقايسه كنم بعدش هم چكيده آن را در اينجا بگذارم ولی كو وقت !! ... اين ماه آذر هم كه اصلاً تعطيلی نداره. ۱۳۸٦/۸/٤ Masouleh
ماسوله شهری متفاوت كه در ۵۵ كيلومتری رشت واقع در استان گيلان قرار گرفته است. اين شهر در دامنه صخرهای بنا شده كه در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است. بنا به نوشته پايگاه پژوهشی شهر ماسوله، حدود هشتصد تا هزار سال پيش مردمانی از نقاط مختلف سرزمين گسترده ايران به دلائل نامعلومی به منطقه ماسوله كوچ كردند. برخي از مردمان محلي نيز از منطقه ای به نام كهنه ماسوله واقع در 6 كيلومتری شمال غرب اين شهر با اين افراد همراه شدند. طی كاوش های انجام شده از محوطه باستانی كهنه ماسوله سفالينه هائی متعلق به قرون پنجم تا هشتم هجری قمری بدست آمده است كه دقيق ترين مستندات قابل توجه تاريخی می باشند. بازديد از ماسوله به عنوان يک شهر تاريخی،ديدن سبک به خصوص معماری آن، دور بودن از بعضی وسايل آسايش که خودشان باعث عدم آرامش ميباشند و روح بکر و دست نخورده ماسوله خيلی دلچسب است. توصيه ميکنم برای اقامت حتماً خانههای سنتی ماسوله را انتخاب کنيد تا مهمان نوازی و روحيه متفاوت اين مردم را از نزديک حس کنيد. نکات زيادی در معماری ماسوله وجود دارد که آن را منحصر به فرد کرده يکی از آنها محوطه حياط و پشتبام خانههاست که از هر دو آنها به عنوان پيادهرو استفاده ميشود. يعنی حياط ساختمان بالايی، پشتبام ساختمان پايينی ميباشد. ۱۳۸٦/٧/٢٥ Caspian Sea Littoral Negotiation
اجلاس سران كشورهای حاشيه دريای خزر ديروز برگزار شد كه فكر كنم مهمترين موضوع اين جلسه فقط حضور ولاديمير پوتين در اين جلسه ودر اصل ايران بود. آقای پوتين آمده بود كه به اميد خدا قرارداد گلستان يا تركمنچای ديگری را منعقد كند. ايشان آمده بود تا به ما يادآوری كند آن زمانی كه همسايه ما بود چطور در بدترين شرايط با بهترين منافع سر اين مملكت شيره می ماليد و به راحتی (تو دو سوت) پشت به همه چيز ميكرد و البته خواهد کرد.
۱۳۸٦/٧/٢٠ Opera Concert
ديشب رفتيم کنسرت اُپرا، باشگاه ارامنه تهران که در خيابان حافظ- خيابان نوفللوشاتو- نبش خيابان خارك- روبهروی سفارت فرانسه واقع شده است. بنظرم جالب بود با اينکه از اين سبک در اين حد زياد خوشم نمياد ولی در کل راضی کننده بود. در بين اجرای اپرا گروه رقصی که متشکل از ۱۰ تا ۱۴ نفر دخترهای ارمنی بودند چندين بار برنامههای رقص متفاوتی اجرا کردند که زيبا بود. نکته ای که برای من جالب بود خانمها بودند که به محض ورود به باشگاه روسری خود را با لذت به کنار ميانداختند. جداً اين حجاب اجباری تا کی ميتونه دوام بياره؟ آيا آزادی يعنی روسری و چادر سر خانمها کردن تا مردها تحريک نشوند و آيا اين رويکرد توی اين ۳۰ سال جواب درستی داده؟ ۱۳۸٦/٧/۱٠ Diplomacy or Idiotism
چه كـــــــــــــرد اين سقراط زمانه در دانشگاه كلمبيا و سازمان ملل... خيلي حرف ها، جوابها و سئوالها تو دل من بلكه هر ايراني (وطن دوست) هست ولي بهتره كه توي دلمون بمونه. تازه ميخواستم ننويسم ولي اينم بگم.. نه ولش كن.. احساس ميكنم ديگه نبايد به اين چيزها فكر كرد. بايد از سلولهاي خاكستری مغز بهتر استفاده كرد بايد نماز شكر اقامه كرد به چاه جمكران سر زد و دست آخر اگر جواب نداد، تو فكر مهاجرت به افغانستان يا خريد ملك از املاك رابينسون بود. عکس از سايت روز ۱۳۸٦/٦/٢٥ Michele Strogoff Song
ديروز با خودم گفتم ديگه هر جور شده بايد پيداش كنم و پيداش هم كردم. مدتهاست دنبال آهنگی ميگردم كه در زمان كودكی توی حافظه ام، جا خشك كرده و مونس ناشناسی بوده كه هيچ وقت آنقدر بلند نبوده كه به دنبالش باشم بلكه با زمزمه يك صحنه، يك مكان و كلی خاطره را برام زنده ميكنه. خاطراتی بسيار قديمی كه به سختی به ياد مياد. عجيبه كه بعضی اوقات يك موسيقی چقدر ميتونه خاطره ساز باشه. توی اون فضا، مادرم در اتاق بود و جارو برقی روشن. ميتونستم با دقت اين صدای ناهنجار را از موزيك جدا كنم و نشنوم. ۱۳۸٦/٦/٢۳ First Padcast
چند وقتی ميشه که دوست دارم يک پادکست (Podcast) بسازم ولی هر دفعه به علت سرعت پايين سرور بعد از آپلود دوتا عکس بی خيال شدم اما ايندفعه نشستم پشتش و دوساعتی طول کشيد تا اين اولين پادکست رو ساختم البته احتمالاً آخريش هم هست. تا موقعی که اين ADSL به منطقه ما بياد نميشه اصلاً طرفش رفت. ولی نتيجه را دوست دارم البته هر کاری کردم نتونستم آن را در اينجا قرار بدم ولی لينک آنرا ميگذارم که به نام CAR هست، بد نشده. اگه از دوستان کسی ميدونه چطور ميتونم آن را در صفحه وبلاگم بگذارم به من هم ياد بده ثواب داره. برای يادگيری و تهيه يک پادکست خوب، به سايت يک پزشک مراجعه کنيد. ۱۳۸٦/٦/٢۱ Fast & Furious
با شروع ماه رمضان دولت ساعت کاری را کاهش داد و تصويب كرد كه ساعت كار در اين ايام در صبح ساعت ۹آغاز و بعد از ظهر ساعت ۱۴ به پايان برسد. خوب وقتی اين خبر را شنيدم خوشحال شدم ولی اين شرکت محترم بنده فکر نکنم زياد علاقه ای به اين موضوع داشته باشه و ظاهراً ساعات کاری ما زياد تغيير نخواهد کرد. نمی دونم چرا اينجوري ميشه يكبار هم خواستم از اين دولت مهرورز خوشم بياد، اين مديرعامل خشمورز اجازه نداد. در هر حال هيچ كس از تعطيلات بدش نمياد، و چون من تعطيل نشدم پس سعي ميكنم يك ايرادی بگيرم. اما آيا سيستم کاری ما به اندازه کافی تعطيلی نداره؟ و هدف اين تعطيلی فقط آزمايش يک طرح (مثل عدم تغيير ساعات در هر ۶ ماه) به صورت سعی و خطا ميباشد يا اينکه دولت ما به اين نتيجه رسيده که خيلی زحمت کشيده و کشور داره اينقدر پيشرفت ميکنه که عن قريب ميترکه پس ساعات کار را کاهش ميده تا نترکيم؟ من مخالف تعطيلی نیستم به نظرم تعطيلی به موقع خيلی هم خوبه و کلی هم به نفع سيستمه کاری کشوره. خلاقيت کارکنان يک مجموعه وقتی شکوفا میشود که اوقات کافی برای تأمل داشته باشند. اگر اين مدير عامل عزيز، يكم مهرورز ميبود خيلی خوب ميشد يك ماه ۹ تا ۲ .... اما به جای افراط و تفريط، با يک سيستم صحيح و برنامه کامل که از ابتدای سال مشخص ميباشد بايد به جلو رفت. نه اينکه طرف جو بگيردش و دو روز مونده به يک تاريخی بخاطر جلب توجه يا هر هدف ديگری آن روز را تعطيل کند. ۱۳۸٦/٥/٢٦ New Weblog
چند وقتی ميشه که ميخواستم يک وبلاگ ديگر در ارتباط با کار خودم داشته باشم فکر ميکردم که محيط بلاگفا خيلی خوب باشه حتی ثبت نام هم کردم اما چون ميخواستم انگليسی بنويسم کمی با محيطش مشکل داشتم. بعد رفتم BlogSky اونجا که اصلاً خوب نبود. به فکر BlogSpot افتادم، راستش اونجا هم ثبت نام کردم حتی چند تا مطلب هم نوشتم ولی اصلاً خوب نبود. بنظرم Blogger اصلاً خوب نيامد ولی ميشه بهش عادت کرد مثل همين پرشين بلاگ که از همشون سخت تره ولی من بهش عادت کردم. دوباره Google عزيز نجاتم داد يعنی Free blog رو search کردم. گزينه اول که Blogger بود و بعد WordPress. تا به حال چيزی ازش نشنيده بودم خيلی بی علاقه عضو شدم ولی ... نتيجه جداً حيرت آوره، بسيار قوی، خيلی خوش فرم و با قابليت های بسيار زياد. خلاصه همه اينها رو گفتم که بگم وبلاگ جديدم که سعی ميکنم تجربيات شغليم را به ترتيب آنجا بگذارم به نام Civil-Activity در اين آدرس http://bkaviani.wordpress.com شروع بکار کرد. ۱۳۸٦/٥/٢٠ Arikeh Iranian
اين چند روز ميخواستيم بريم شمال ولی به دلايلی کنسل شد که خيلی هم بهتر شد نه تنها از اين هوای گرم، راه طولانی، ترافيک وحشتناک و ... راحت شدم بلکه کلی هم خوش گذشت. اول اينکه کلی فيلم ديدیم بعد اينکه يک استخر خيلی خوب پيدا کردیم. فيلمها رو يکی يکی دربارشون مينويسم اما استخر.... چند وقت پيش يک دوست خوب ولی بی معرفت! استخر اريکه ايرانيان رو بهم معرفی کرد. ديروز رفتم جداً عالی بود همون استخری بود که مدتها دنبالش بودم، حتماً امتحانش کنيد. اولين مجموعه در اوكلند كاليفرنيا با شش طبقه و نيم و بيش از سیهزارمترمربع زيربنا، دومين مجموعه در تورنتوی كانادا با پنج طبقه و نيم و بيش از بيست و چهارهزار مترمربع زيربنا و سومين مجتمع در ايران با نام اريكه ايرانيان به مساحت بيش از بيست هزار مترمربع در هشت طبقه با سازهای تمام فلزی مقاوم به 5/7 ريشتر زلزله و البته چهارمين مجموعه نیز در كوالالامپور با پنج طبقه و نيم و بيش از بيست هزار مترمربع زيربنا، چهار مجتمع بزرگ با رویکردهای مشابه در سطح جهان هستند. قسمتهای مختلفی که شامل يك سالن كنسرت چند منظوره، سه سالن سينما و تئاتر، استخرهاي مجزای بانوان و آقايان (که هم سانس بودن آنها باعث ميشه به راحتی با خانواده تون در يک زمان از استخر استفاده کنيد) با كليه امكانات سوناهای خشك و بخار و جكوزی و سالنهای بدنسازی، سالن های بولينگ، كيوبولينگ، بيليارد، رستوران ملل با هشت مليت، شهربازی، سفره خانه سنتی ايرانی و كافی شاپ و تعدادی فروشگاه ميشود. ۱۳۸٦/٥/٥ Gas Quota
توی اين چند وقت بعد از مدتها بالاخره كارت سوختم رسيد جريانی داشتيم سر اين كارت سوخت. خانم فروشنده به خيال اينكه يك كارت ديگه هم داشته باشه و بيشتر بنزين بزنه رُك و بي تعارف از دادن كارت سوخت امتناع كرد خوب حالا بايد چيكار كرد. اما وقتی از سر كار برميگردم به سمت خونه حدود ساعت ۵:۳۰ كه از اتوبان مدرس ميپيچم توی همت، يك نفس راحت ميكشم. قبلاً راحت 30 دقيقه توی ترافيك همت بودم ولی الان 5 دقيقه. پی نوشت: امروز ۴/۶/۸۶ يک توضيحی بايد به اين مطلب اضافه کنم و اون اينه که نه تنها موضوع ترافيک حل نشده بلکه بدتر هم شده و خلوت بودن خيابانها در ابتدای اين طرح ناشی از شوکی بود که به جامعه وارد کرد. اما الان به راحتی ميتوان کارت آزاد خريد و يا کارت را شارژ کرد (البته اين را يکی از دوستان ميگفت و احتمالش هم زياده). در کل اين طرح هم مثل خيلی ديگه از تصميم گيريهای اين دولت محکوم به شکسته. امروز ترافيک همت باور کردنی نبود يه لحظه چشمام رو بستم و سعی کردم با آهنگ For Ever Young (از Bob Dylan) يک حس جديدی بگيرم به خودم انرژی مثبت تزريق ميکردم. داشت جواب ميداد که با صدای بوق ماشين پشتی برگشتم به هياهوی اين ترافيک وحشتناک. ۱۳۸٦/۳/۳۱ Huge World
الان توی هواپيما هستم و آماده پرواز به سوی عسلويه. عكسهاي زير را يكی از همكاران عزيزم (محمد.الف) فرستاد البته متاسفانه حدود يك ماهی ميشه كه از ما جدا شده اميدوارم هر كجا هست موفق باشه. امروز يک جلسه مهم داريم و ساعت ۴ برميگردم تهران. عجيبه اين بزرگی جداً حيرت آوره و همچنين فكر بر انگيز. از اين جهت كه ما با اين سهم بسيار كوچكمان از هستی بعضی اوقات چقدر خود خواهانه و يا كوركورانه فكر ميكنيم، خود را اشرف مخلوقات ميدانيم و دنيای خود را همين كره بسيار كوچك و افكار خود را محدود و محدود تر ميكنيم. در هر حالت بايد بدانيم كه ما جزء كوچكی از اين هستی هستيم. ما نميتوانيم افكار، عقايد و دنياي كوچك شناخته شده اطرافمون را به حساب تمام هستی بگذاريم ما نبايد تعصبات و خرافات خود را مثل پيله بدور خود بتنيم يك جايی خوندم كه ما هميشه آنچه را که ميبينيم باور نمی کنيم بلکه آنچه را که باور داريم ميبينيم.... با دقت به جهان آفرينش ميتوانيم احساس آرامش كنيم ميتوانيم مشكلات خود را بسيار كوچك تر از آنچه هستند بيابيم.
۱۳۸٦/٢/٢۸ The Good Shepherd
همين الان فيلم The Good Shepherd را ديدم. فيلم کمی طولانی ولی جذابه. فيلمی که رابرت دنيرو کارگردانش باشه و يک جين هنرپيشه های معروف ديدنش واجبه. بازيگرانی همچون Matt Damon ،Angelina Jolie ،Robert De Niro ،William Hurt ،Alec Baldwin موضوع فيلم از زبان سايت روز: ادوارد ويلسون، تنها شاهد خودکشی پدرش در دوران تحصيل در دانشگاه ييل عضو انجمن Skull and Bones می شود. انجمنی که بسياری از روسای جمهور و صاحب منصبان بالا رتبه در آن عضويت دارند. موقعيت خانوادگي ويلسون و هوش سرشارش باعث می شود مورد اعتماد بزرگان اين محفل قرار گرفته و شغلی خوب در دفتر خدمات استراتژيک OSS به دست آورد. اين دفتر که در دوران جنگ دوم جهاني تاسيس شده، بعدها پايه تشکيلات آژانس مرکزی اطلاعات CIA می شود. ويلسون نيز که از سال های آغاز جنگ سرد تجربه فراوان اندوخته، وارد اين سازمان می شود. دليل اصلی اين کار اعتقادات ميهن پرستانه شديدی است که دارد و براي اعتلای ميهن خود حاضر به هر گونه فداکاری است و خويشتن را وقف کارش می کند. اما با شدت گرفتن جنگ سرد در دهه ١٩٦٠ کم کم شروع به شک در اعتقادات خود می کند، مخصوصاً زمانی که در مي يابد بهای سنگينی براي حفظ باورهای خود پرداخته است. از جمله فروپاشی خانواده و حتی نابودی عروس آينده اش... منبع:روز ۱۳۸٦/٢/٢۸ Click Championship
داشتم يک دوری توی وبلاگهای دوستان ميزدم به اين سايت برخورد کردم ClickClickClick.com اين سايت يک مسابقه جهانی راه انداخته که تمام افراد ميتونن وارد بشن و شروع کنن به کليک کردن. کافيست روی مستطيل CLICK شروع کنين به کليک کردن و در انتها برای اينکه کليک های شما به کشور خودتان تعلق گيرد گزينه Click here to add to total را بزنيد. همين الان ايران مقام ۳۳ را داره. درسته سر کاريه ولی شما هم يک قدمی بردارين و چند صد کليک برای کشورتون بزنيد. من که بد جور آلوده شدم هر دفعه که آنلاين ميشم حداقل ۲۰۰ تا کليک رو ميزنم. اگر از برنامه های قفل شکن استفاده ميکنين هواستون باشه که برای ايران کليک کنيد چون اين برنامه ها اکثراً IP شما رو عوض ميکنن. منبع: پاپيون ۱۳۸٦/٢/٢۱ Progressive Relaxation
۱- چند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد ودر محيطي سبز و پر از آرامش قدم بزنيد. البته راههای رسيدن به آرامش تنها موارد بالا نيست. هر كسي ميتونه از راههاي منحصر بفرد خودش استفاده كنه. مثلاً من استخر رو به وان حمام ترجيح ميدم (شنا كردن و نفس گيری جداً برای من آرامش بخشه) ۱۳۸٦/٢/۱٧ Lady in Red
باز هم فرودگاه عسلويه و WiFi بهترين وقت برای بروز کردن. انتخابات فرانسه با پيروزی سارکوزی به پايان رسيد. اگر قرار بود به يکی از اين دو نفر رای بدم حتماً نيکلا سرکوزی را انتخاب ميکردم. علتش بماند. حسين موسويان دستگير ميشود و آقای متکی از دست خانمی با لباس قرمز فرار ميکند. من هم الان بايد سوار هواپيما بشم. ۱۳۸٦/٢/۱٠ Tear
قطره دلش دريا میخواست. خيلی وقت بود كه به خدا گفته بود. قطره عبور كرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. روزی قطره به خدا گفت: از دريا بزرگتر، آری از دريا بزرگتر هم هست؟ آدم عاشق بود. دنبال كلمهای میگشت تا عشق را توی آن بريزد. اما هيچ كلمهای توان سنگينی عشق را نداشت. آدم همه عشقش را توی يك قطره ريخت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكيد، خدا گفت: حالا تو بینهايتی، چون كه عكس من در اشك عاشق است. الان توی فرودگاه عسلويه هستم با سيستم WIFI كه خودش نعمتيه. هوا گرم ولی آسمان آبی. ۱۳۸٦/٢/٩ Habitable Earth-like Planet
کشف جالبی در فاصله ۲۰ سال نوری از زمین اتفاق افتاده، کشفی که در آینده بحث برانگیزتر میشود و برای ما سئوال قدیمی وجود حیات در مکانی غیر از زمین را تداعی میکند. با خواندن این خبر از سایت BBC خاطراتی از دوران نوجوانی در رابطه با دنیاهای دیگر و احتمال حیات در آنها جلوی چشمم آمد. همیشه این موضوع برایم جالب بود و خیلی جدی دنبال میکردم. کتابهایی هم مطالعه میکردم آثار چارلز برلیتز مثل مثلث برمودا و اسرار دنیاهای گمشده رو خیلی دوست داشتم ولی بعدها احساسم به چالز برلیتز تنها نیشخندی بود به ساده اندیشی خودم در آن سنین. (برلیتز از علاقه مردم نسبت به موضوعات عجیب سوء استفاده کرد و در کتاب مثلث برمودا با آماری غیر واقعی یک سناریو برای فروش کتابهایش ساخت) دختر دایی دارم که خدای کتاب خونی بود البته مطمئناً هنوز هم هست، فکر کنم ۱۵ سالم بود که داشت میرفت آلمان و چون میدانست به اینجور مسائل علاقه دارم کتاب ارابه خدایان (اثر: اریک فون دانیکن) رو بهم داد. این کتاب خیلی روی من تاثیر گذاشت هنوز که هنوزه جملاتی رو ازش بیاد میارم، جملاتی که میتونه به راحتی ذهن رو بفکر بیاندازه. در ارابه خدایان نویسنده معتقد است که در گذشتههای بسيار دور، فضانوردانی از سيارات ديگر به ملاقات اجداد ما آمدند و به آنها تمدن و راه و روش زندگی را آموختند. اما نياکان ما که بسيار ابتدايی و وحشی بودند، آنان را خدايان فرض کردند و به پرستش آنان پرداختند. برای صحبت هاش دلایل و حتی عکسهایی هم آورده. در هر صورت برگردیم به موضوع این سیاره به نقل از BBC: منجمان سیاره ای را در خارج از منظومه شمسی ردیابی کرده اند که بیش از هر سیاره خارجی دیگری که تا به امروز کشف شده به زمین شباهت دارد؛ کره ای که امکان دارد آب بر سطح آن جاری باشد. دانشمندان این کشف را با کمک تلسکوپ 6/3 متری "اسو" (رصدخانه جنوبی اروپایی) انجام داده اند. آنها می گویند دمای ملایم سطح سیاره بدان معنی است که هرگونه آبی در آن احتمالا در حالت مایع وجود دارد و این موضوع شانس وجود حیات در آن را افزایش می دهد. متن كامل را در اينجا ببينيد. ۱۳۸٦/۱/۳۱ Sivand Dam
بالاخره با وجود مخالفتهای فراوان، آبگیری سد سیوند در دشت پاسارگاد آغاز شد. به اعتقاد کارشناسان تنگه بلاغی محل عبورمهم ترین راه باستانی کشور یعنی راه شاهی است که به دستور داریوش هخامنشی ساخته شده و پاسارگارد را به تخت جمشید و شوش متصل می کرده است. در تنگه بلاغی آثاری از دوران غارنشینی تا هخامنشی کشف شده و ببسیاری از آثار تاریخی این منطقه هنوز کشف نشده است و با آبگیری سد تمام این آثار زیر آب خواهد رفت. از دید زیست محیطی با آبگیری این سد نزدیك به ۸ هزار اصله درخت ۵۰۰ ساله عمدتاً از نوع بنه و بادام نابود میشوند و زیانی كه متوجه منابع طبیعی میشود حتی با جنگلكاری جایگزین هم جبران نخواهد شد، زیرا شكلگیری جنگل در حوزههای خشك ایران بر اثر یك فرایند تكامل یافته ۲ هزار، بلكه ۵۰ هزار ساله است و از آنجا كه پدیده آلودگی هوا اقلیمهای خشك را خشكتر میكند برای جایگزین این درختها به ۴۰۰ الی ۵۰۰ سال زمان نیاز است با این شرط كه اقلیم تغییر نكند. ۱۳۸٦/۱/٢٧ Just 2 pics
داشتم email هایم را چک ميکردم مثل هميشه خواستم به سايت فارسی BBC يک سری بزنم که متوجه شدم آنتی فيلترم فيلتر! شده. فکر کنم ۳۰ ثانيه بيشتر طول نکشيد که يکی ديگه از طريق گوگل پيدا کردم. خلاصه دوتا عکس نظرم رو جلب کرد يكي اسرائيلی ها به مناسبت "روز یادبود هولوکاست" (16 آوریل-امروز) خودروهای خود را در خيابانها متوقف می کنند و به نشانه احترام به قربانيان اين واقعه تاریخی، سکوت کرده و گوش به آژيری می دهند که به مدت دو دقیقه در سراسر اسرائيل پخش می شود. ۱۳۸٦/۱/٢٠ Swimming is forbidden
عجب روزی بود ديروز جلسه انجام شد همه چيز خوب بود بحث كاری با رئيسم داشتم كه كمی اعصابم رو بهم ريخت ولی خوب ميشناسمش به دل نگرفتم فردا هم نوبت منه كه اون نبايد بدل بگيره . امروز حس جالبی داشتم عجيب توی فكرِ بادبادكِ مسعود بهنود بودم. رقابت حميد موقع بادبادك بازی تا خانه های تيمی و بعد گلوله ای كه برادرش را از او جدا كرد و در عين حال دختری با پيرهن چيتی! ... با خودم : وقتی توی استخر دارم شنا ميكنم موقعي كه فارغ از هر فكر و خيالي نفست رو حبس ميكنی و به كف استخر نگاه ميكنی سكوتِ رنگ آبی و صدای حباب های آب كه با هارمونی حركات شنا همراه ميشوند وقت خوبی است تا درباره تصميمی كه گرفتم فكر كنم با اينكه یک ماهی ميشه كه دارم همين كار رو ميكنم!!! ۱۳۸٦/۱/۱٦ No Comment
الان محل کارم هستم. تقريباً تنها. چند تا کار داشتم بايد ميامدم که همين الان تمام شد. موضوع ملوانان انگليسی ديروز با آزاد کردن آنها به پايان رسيد. (در اين رابطه نوشتنی ها رو دوستان خيلی خوب نوشتند...) ديروز ميخواستيم بريم استخر که به علت حجم کارها نشد! احساس ميکنم به شنا کردن اعتياد پيدا کردم و اگه يک چند روزی بين آن فاصله ايجاد بشه کاملاً اثرش رو حس ميکنم. خارک که بودم اگر هر روز نميشد حتماً يک روز در ميان به استخر ميرفتم ولی از موقعی که اومدم تهران ديگه وقت آزاد مثل اونجا بسختی پيدا ميشه. تازه اگر هم پيدا بشه بعلت اينکه ساعت اتمام کار در محل کار جديدم بسيار بسيار متلاتم ميباشد، نميشه خيلی روی برنامه ريزی ورزشی حساب کرد. البته اين چند ماه با پياده روی و دويدن موضوع را حل کردم از روزی يک کيلومتر شروع کردم و الان به حدود چهار کيلومتر رسيدم. چون به نظرم تنها ورزشی که ميتونه جايگزين شنا بشه يک ورزش ديناميک ميتونه باشه که دو بهترين هست. ۱۳۸٦/۱/۱٤ British Fleet
تعطيلات بسيار خوبی بود. خيلی خوش گذشت من نمی فهمم چرا چند تا سرباز انگليسی بايد وارد آبهای ايران بشوند. يعني سازمان جاسوسي انگليس با يك قايق و 15 تا سرباز و چند تا GPS به اطلاعات مورد نظرش دست پيدا خواهد كرد. البته علت مشخصه : بريتانياييها هنوز در قرن هفدهم زندگی ميكنند و مثل ما به فناوری ديجيتال دسترسی ندارند اصلاْ اينها چه ميفهمند Satelite چيه يا ماهواره های جاسوسی-عکاسی که ميتوانند پلاک اتومبيلهايی را که درحال رفت و آمدند را به راحتی بخوانند. اينها مثل ما Google Earth هم كه ندارند بدبخت ها پس مجبورند نيروهای خود را برای شناسايی و متر كردن آبهای ما بفرستند. كار كار انگليس هاست دروغ چرا تا قبر .... ۱۳۸٥/۱٢/٢٩ Happy New Year
اين هم از سال ۸۵ با چه سرعتی داريم ميريم انگار همين ديروز بود که سال ۸۱ يا ۸۳،۸۲ و ۸۴ تمام شد. آخر سال همه کلاهاشون رو قاضی ميکنن! که در سال گذشته چکار کرده اند؟ و آيا در کل از سالی که گذشته راضی هستند يا نه؟ حالا توی اين دادگاه فقط من، وجدان من و خاطرات بعنوان شهود حضور دارند. پس بايد رو راست بود و چاره ديگه ای هم نيست. کمتر کسی پيدا ميشه که با خودش رو راست نباشه. در سال ۸۵ تصميمات بزرگی گرفتم که باعث تغييراتی در زندگيم ميشد ولی با اميد جلو رفتم و خدا رو شکر راضی هستم. تا ۱۱ فروردين تعطيل هستم هنوز چند تا موضوع مهم هست که بايد در سال ۸۶ بهش رسيدگی کنم ولی فعلاً می خواهم از تعطيلات نهايت استفاده را بکنم (البته اگه بشه!!) اميدوارم سال نو سالِ محبت موفقيت دوستی و مهربانی باشه اميدوارم مسائل پيچيده و مرموزی که برای کشورمون داره پيش مياد به نفع مردم ايران به پايان برسه. الان داريم برنامه نوروزی کانال تپش را ميبينيم بسيار خوب تهيه شده و حدود ۳ ساعت ديگه سال تحويل ميشه. فرارسیدن این نوروز باستانی رو به تمامی شما دوستان عزيزم تبريک ميگويم. ۱۳۸٥/۱٢/٢٤ Flight Cancellation
پرواز عسلويه به تهران هواپيمايي ماهان به علت بدي هواي مبدا كنسل اعلام ميشود. مكان فرودگاه عسلويه ۱۳۸٥/۱٢/٢٢ 300
باز هم كمپاني Warner Bros. Pictures داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. جهت امضای طومار اعتراض ، به آدرس : ۱۳۸٥/۱٢/۱۱ Alexander
ديشب بالاخره فيلم اسكندر (Alexander) را ديدم تا الان خيلی دوست داشتم اين فيلم را ببينم ولی ... بهتره توضيح كوتاهی درباره فيلم بدهم بعد كمی به انحراف تاريخی آن بپردازيم. امــــــا فيلم به صورت خيلي واضح تمدن Persian را ناديده گرفته وحتي تا آنجا پيش رفته كه از آن با عنوان Barbarian ياد ميكند. نكته عجيب اين بود كه در فيلم اصلاً به آتش كشیدن تخت جمشید اشاره نشده و همين تمام مشروعيت فيلم را زير سئوال ميبرد چون نشان دادن اين جنايت شايد عنواني را كه در غرب به اين شخص داده اند (اسكندر كبير) را زير سئوال ميبرد. به نظر من درست كردن چنين فيلمي كمي تحت تاثير روابط موجود و وضعيت افكار عمومي از كشور ما نيز ميباشد كه آقاي اليور استون به خودش اجازه ميدهد به ايرانيان اينچنين توهين كند زماني كه ايرانيان در دوره پادشاهي هخامنشيان مزدا پرست و واحد پرست بودند در اين زمان و حتي در اعصار بعد از ميلاد يونانيان عملا بت مي پرستيدند كه مهم ترين آنها زئوس براي يونانيان و ژوپيتر براي روميان بود.
مطالب زير را به نقل از آقای امیر نوریزاده مياورم كه اگر علاقه داشتيد مطالعه كنيد: ۱۳۸٥/۱٢/۸ Good Day Commander
هوای تهران برفی است امروز صبح با وجود اينکه توی ترافيک بدی گير افتادم خيلی با روحيه خوبی اومدم سر کار ولی بعد با يک حرکت از طرف رئيس جان، کمی تا حدودی بهم ريختم البته بعدش بيخيال شدم کارام که انجام شد يکم Email بازی و فرستادن Clip برای بر و بچ... الان هم تمام کارام رو کردم و اومدم سراغ وب من از ساعت ۱۰ تا ۱۱ و بعد از ظهر ۲ تا۳ ميتونم از اينترنت استفاده کنم! امروز در کل روز خيلی خوبی بود فقط بازم يکم فکر و خيال مياد سراغم که بروم يا نروم راستی يک Email گرفتم بنام بهشت و جهنم: نه وقت نميشه حتی وقت نميشه عكس بگذارم تا حالا سابقه نداشته پست بدون عكس. بايد طی اين چند روز تصميم گيری كنم.... اميدوارم تصميم درستی بگيرم. برو بريم .... ۱۳۸٥/۱٢/٦ Solicitude
زمان: يكشنبه 6/12/85 9:26 ۱۳۸٥/۱٢/٤ Assaluyeh
اين پست را دو شب پيش در عسلويه نوشتم ولی نتونستم بفرستمش تا الان. الان ساعت ۸ شبه و در عسلويه هستم تغييرات در نگاه اول خيلی زياد هستند به خصوص در پروژه ها که خيره کننده است ولی با كمي دقت متوجه ميشي كه خيلی چيزها هنوز همانطور باقی مانده واين پيشرفت ظاهری انگار هيچ تأثيری توی وضعيت مردم نداشته. در جريان بقيه نيستم ميدونم چند تا فاز ديگه هم بزودی شروع ميکنند عسلويه مکان بسيار بزرگی برای مهندسين کشورمان هست تا بتوانند استعدادهای خود را به نمايش بگذارند و با Procedure های بين المللی آشنا بشوند همچنين قوت قلبی است که با اين وضعيت کاريابی در کشور با حقوق نسبتاً مناسب کار خوبی پيدا کنند. بنظر من مهندسينی که تازه فارغ التحصيل شده اند ميتوانند از عسلويه به عنوان يک سکوی پرتاب به شرکتهای خوب استفاده کنند. ۱۳۸٥/۱۱/٢٧ TOTAL
( اين پُست را حدود يك ماه پيش نوشتم ولي الان گذاشتمش ) ۱۳۸٥/۱٠/٥ Yes its Good
در رابطه با SpeedX (که در پُست های قبلی صحبت شد) بايد بگم كه من ثبت نام كردم و از خدمات اين سايت بسيار راضی بودم برنامه به صورت قابل ملاحظه ای با انواع مشابه خود متفاوت است. ۱۳۸٥/٩/۱۳ Scrambled
سلام همانطور که حدس میزدم سایت مذبور (پست قبل) پولی شد برای اطلاعات بیشتر به Speedex سر بزنید. ۱۳۸٥/٩/٩ Perfect Anti Filter
آزادی در استفاده از اينترنت را برای اولين بار تجربه کردن مزه خوبی داره. توی خونه روز، بی بی سی و ... سر کار هم مسنجر، يوتوب و... (فصل مشترک هر دو Orkut) پرش از پروکسی مخابرات و حس کردن آزادی حتی از نوع مجازی را مديون افرادی ميدانیم که برای ساختن اين برنامه زحماتی کشيده اند پس بايد به هر روش که ميتوانيم پشتيبانی کنيم. چند روز پیش با یک Anti Filter جدید به نام Secure_Accelerator آشنا شدم بصورت مشهودی با سایر قفل شکن ها فرق داره و با پروتکل SSL کاملاً سازگار میباشد. البته به پسورد احتیاج داره که فعلاً پسورد را مجانی در اختیارتان میگذارند. با تشکر از علی.ف برای فرستادن لينک ۱۳۸٥/٩/٤ She is absolutely innocent
سلام حدود یک ماهی میشه که میخواهم یک شب بنشینم و درباره مشکلی که برای خانم زهرا امیر ابراهیمی پیش آمد دو کلمه بنویسم ولی وقت نمیکردم. الان موقع خوبیه....
امير ابراهيمي در ادامه گفت : اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعی تفنن غير اخلاقی باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبی نيست و جامعه افسار گسيخته و بی اصول شده است . امير ابراهيمی درباره شايعات اخيری كه در خصوص خودكشی وی در برخی رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من خودم را جای تمام وجود خودم گذاشتم كه برای اثبات اين بی حرمتی به شخصيت زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاری كالائی داشتن با آن ، فقط تصميم گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرمانی ايران تاريخ ، بگويم و فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد به جلا و صلابت زن ايرانی فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم دفاع كنم ... و تنها وسيله و ابزار من همان هنر من است . وی افزود: من ساكن كوچك وادی هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاری ام فعال تر باشم و با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايرانی حركت كنم . حركتی برای نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد گفتگو با هيچ رسانه ای را ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب می گويم من زنده ام. آفرین زهرا به نظر من کاملاً حق مطلب را ادا کردی امیدوارم روزی برسه تا بتوانیم تو را در اوج پیشرفت ببینیم. ولی میخواهم یک جور دیگه به موضوع نگاه کنم از اینجا به بعد به هویت دختری که در فیلم هست کاری نداریم اسمش هر چه میخواهد باشد ولی مسلماً اسم او Pamela Anderson یا Paris Hilton نیست بلکه او یک دختر ایرانی است پس اگه فیلم رو دیدین این چند خط را هم بخوانید وگرنه اصلاً سراغش هم نروید. [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
آرشیو 1384 خرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند آرشیو 1385 فروردین اردیبهشت خرداد تیر مرداد شهریور مهر آبان آذر دی بهمن اسفند آرشیو 1386 فروردین ارديبهشت خرداد تير WordPress وبلاگ من در Civil Activity my favorite picturesBBC VOA Sat 4 U Speedex words 4 ever Dictionary Farsi Digital Music Center How Stuff Works گویا عکاسی سرزمین رادیو فردا Age خدایان مجله ماشین مسعود بهنود مهندسی جوش وزارت نفت ایران سیاوش قمیشی نقشه كامل تهران کتابخانه ملی ایران مركز اطلاعات عمران سازمان نظام مهندسی انجمن حمايت از كودكان شبکه فن آوری اطلاعات دنیای کامپیوتر و اطلاعات دانلود نرم افزارهای جدید سایتهای مفید 118 بانك سپه پست بانک بانك تجارت بانك مركزی بانك صادرات بانك ملی ايران وزارت نفت ایران آب وهوای راه ها دانشگاه نيويورك دانشگاه كاليفرنيا دانشگاه آكسفورد صادركنندگان ايران مرکز تحقیقات فرش شركتهاي بين المللی سازمان هواشناسی شركت ملی گاز ايران شركت نفت فلات قاره اتاقهای بازرگانی دنيا شرکت مخابرات ایران بازارهاي بورس جهان اطلاعات نقشه برداری ايرانگردي و جهانگردی مجموعه هتلهای ايرانی مرکز اطلاعات ساختمان مرکز تحقيقات ساختمان شركت هواپيمایی آسمان پژوهشگاه زلزله شناسی موزه هنری معاصر تهران شركت ملی حفاری ايران وزارت کار و امور اجتماعی شرکت هواپیمایی کشوری شرکت سهامی فرش ايران شرکت هواپیمایی ایران ایر انجمن شرکتهای ساختمانی سازمان نقشه برداري كشور كتابخانه مركزی شركت نفت آزمایشگاه های مکانیک خاک |